اجتماعی - ****شهدا شرمنده ایم**** شهدا شرمنده ایم
سفارش تبلیغ
صبا ویژن
اوقات شرعی
امروز : چهارشنبه 99 مرداد 15
u ****شهدا شرمنده ایم****

هرگاه خداوند متعال بنده ای را دوست بدارد، مویه گری از اندوه را در قلبش قرار می دهد ؛ زیرا خداوند، هرقلب اندوهگین را دوست دارد [.رسول خدا صلی الله علیه و آله]

:: خانه

:: مدیریت وبلاگ

:: پست الکترونیک

:: شناسنامه

:: کل بازدیدها: 158941

:: بازدیدهای امروز :64

:: بازدیدهای دیروز :88

vپیوندهای روزانه

سایت مراجع معظم تقلید و علماء شیعه [154]
بهترین یادگاری [237]
بروبچ قمی حالشو ببرن [209]
فارسی نگار [80]
کانون هادیان امت (مسجد امام هادی قم) [115]
.: جدول لیگ برتر :. [162]
دیکشنری [158]
استقلالیها [542]
ایران ورزشی [159]
روزناما خبرورزشی [227]
به لحظه ترین اخبار فوتبال ایران [164]
هیئت انصارالمهدی [218]
جگر داری بیا تو [482]
[آرشیو(13)]

vدرباره من

****شهدا شرمنده ایم****

مدیر وبلاگ : مهدی بهمنی[186]
نویسندگان وبلاگ :
داداش کوچولو
داداش کوچولو (@)[8]

عبدالله
عبدالله (@)[22]


گاه سکوت یک دوست معجزه میکنه ، و تو می آموزی که همیشه ، بودن در فریاد نیست

vلوگوی وبلاگ

****شهدا شرمنده ایم****

v لینک وبلاگ دوستان

دشت جنون
اس ام اس عاشقانه
بنده ی خدا
یک کلمه حرف حساب
اردبیل شهری برای همه
دوباره سبز می شویم...
نور
جاده خاطره ها
بانک مقالات روانشناسی
صفحات انتظار در فراق گل نرگس
سوز و گداز
طلبه میلیونر
کشکول
حسن تنهاترین سردار دنیاست
.: شهر عشق :.
پر شکسته
* امام مبین *
منتظر ظهور

v لوگوی وبلاگ دوستان
















vفهرست موضوعی یادداشت ها

فناوری اطلاعات[116] . موبایل و ترفند[5] . فوتبال[3] . عکسها و تصاویر جالب[2] . ترفند[2] . کامپیوتر[2] . ویندوز[2] . کامپیوتر . کلیپ بورد . کفش . مایکروسافت . مجتبی جباری . مرورگر . نرم افزارهای عیب یابی . همجنس‌بازی . واعظی آشتیانی . وسواس . ترفندستان . حافظه . روسپیگری . سکس . سوسک . سیستم عامل . شهادت . شهدا . شیطان . عجیب‌ . عطار . عید غدیر خم . غزه . فاطمه معصومه . فراکسیون . فوق العاده . فیلمهای سکسی . قطبی . SMS . آبی . استقلال و منصوریان و امیر قلعه نویی و داش علی منصوریان . اسقلالی . اعتیاد . اعیاد و عزاداریها . المپیک . المنتظر . امام رضا(ع) . امام صادق . امیر قلعه نوعی . اینترنت . اینترنت اکسپلورر . بسیجی . بیت‌المال . پرسپولیس . تجاوز جنسی .

vمطالب قبلی

فمژناوری اطلاعات
دانشگاه مجازی
ایمیل و اینترنت
عکسها و تصاویر جالب
مذهبی
عاشقانه
اجتماعی
ورزشی
مناسبتها
متفرقه
اس ام اس
داستان و مطالب جالب
علمی
سیاسی

vآهنگ وبلاگ

vوضعیت من در یاهو

یــــاهـو

vاشتراک در خبرنامه

 

! مرجان محتشم :به روابط نامشروع تن ندادم،حذف شدم!!!!!!!!!!!!

یکشنبه 91/4/11 :: ساعت 10:47 صبح

مرجان محتشم :به روابط نامشروع تن ندادم،حذف شدم

مرجان محتشم

مرجان محتشم متولد 13 اسفند 1348 تهران بازیگر سینما و تلویزیون می باشد. در سال 1376 وارد عرصه بازیگری شد. بهشت گمشده اولین کارش بود. عمده شهرت او، به دلیل ایفای نقش در سریال پس از باران و در نقش شهربانو بوده است.

 

 

حرفهای مرجان محتشم بار دیگر از پشت پرده های فساد در سینما حکایت دارد و بسیار نگران کننده است.

مرجان محتشم در حالی از فساد سینما می گوید که وی تا کنون سعی داشته اثبات کند که می توان در عرصه سینما و هنر فعال بود اما تن به هر کاری نداد.

 

محتشم چندی پیش به زیارت خانه خدا رفت و پس از بازگشت حال و هوای آن سفر را اینگونه توصیف کرد: ” من همیشه آرزوی این را داشتم که به زیارت خانه خدا بروم و دائم موقع دعا کردن با خودم می‌گفتم، یعنی من لیاقت و شایستگی این را دارم که به زیارت این مکان مقدس بروم؟‏‏ ‏

در حالی که 5 ـ4 روزی از بازگشت او از خانه خدا نمی‌گذرد و او هنوز در حال و هوای آنجا به سر می برد‏، ادامه می‌دهد: شب تولد امام رضا بود که از دفتر امور سینمایی با من تماس گرفتند و از من پرسیدند که آیا دوست دارم که مکه بروم یا نه؟ این دعوت خیلی اتفاقی بود من که مدت‌ها بود منتظر چنین روزی بودم، علی‌رغم کسالتی که داشتم مشتاقانه پذیرفتم و به زیارت خانه خدا رفتم.

مرجان محتشم

خیلی عجیب است اگر بخواهم از حال و هوای آنجا برای شما بگویم، چون اصلا قابل توصیف نیست و فقط کسانی که این سفر ملکوتی را تجربه کرده اند این حس را شاید بتوانند درک کنند.

آنجا که هستی همه چیز برای آدم بی‌زمان و بی‌مکان می‌شود و حتی اگر در بدترین شرایط جسمی هم باشی فقط به عبادت فکر می‌کنی و به این‌که اعمالت را چگونه به بهترین نحو به انجام برسانی. آنجا که بودم تب 40 درجه داشتم و بارها زیر سرم رفتم، ولی هیچ کدام از اینها مانع از انجام اعمالم نشد و من بهتر از هر زمانی به عبادت پرداختم. من آرزو می‌کنم که این لحظات را همه تجربه کنند و همچنین امیدوارم این حس و حال همیشه برای من باقی بماند تا بدون هیچ قصوری بتوانم به فعالیت‌هایم ادامه دهم.”

حال این بازیگر سینما سخن از نگرانی مشترک همه مردم می زند. مردمی که به اصول فرهنگی و اخلاقی خود بیش از شهرت اهتمام می دهند.

مرجان محتشم

محتشم می گوید: بعد از 8 سال سکوت مطلق در سینما ایران نظرم را درمورد ابزار ماندگاری در عرصه سینما متاسفانه ارتباطات برخی بازیگران با عوامل فیلم می دانم، البته فکر می کنم سکوت 8 ساله من پاسخ مناسبی به این سوال است.

مرجان محتشم بازیگر سینما و تلویزیون در گفتگوبا باشگاه خبرنگاران، درباره ابزار ماندگاری یک بازیگر در عرصه سینما اظهار داشت: کسانی در سینمای ایران قدرت کاذب بدست آوردند که لیاقت ماندن در این عرصه را نداشتند و برخی که مردم دوستشان دارند از صحنه حذف می شوند در واقع یکسری قربانی ماندگاری گروه دیگر می شوند.

محتشم با بیان اینکه من نان موقعیتم را نخوردم افزود: من در اوج موقعیت کاری ام در مصاحبه های مکرر بیان کردم که به صورت مداوم کار نخواهم کرد، به دلیل اینکه به هر قیمتی حاضر نیستم در عرصه سینما باشم با اینکه عاشق کارم هستم.

محتشم تاکید کرد: محبوبیت بین مردم چیزی نیست که بتوان به راحتی آن را بدست آورد ولی متاسفانه برخی ستارگان به دلیل ابزار شدن و ارتباطات غیراخلاقی که باعث شرمندگی و تاسف است محبوب شدند که به اعتقاد من این محبوبیت نیست.

وی ادامه داد: چرا مرجان محتشم به عنوان یک بازیگر بدون حاشیه و کسی که اکثریت مردم از هر قشر و تیپی اعم از جامعه مذهبی و یا جامعه مدرن و … قبولش دارند و باید به خاطر اعتقاد به خدا و نپذیرفتن یکسری روابط غیراخلاقی از جامعه هنر حذف شوند و انگ مغرور بودن را بخورد؟!

 

محشتم افزود: من از مرجان محتشم بودن ضربه خوردم زیرا برای من پارامتر های اخلاقی مهم تر از هر موضوع دیگری است حتی به قیمت 8 سال سکوت و مدت ها جدایی از کاری که دوستش داشته باشم و به خاطر این دل آزردگی ها حاضر به ادامه فعالیت در عرصه سینما با این وضعیت نیستم.

بازیگر سریال «پس از باران» ادامه داد: همانطور که گفتم جایی برای کسانی که بخواهند با اعتقاد به خدا در عرصه ی سینما فعالیت سالم داشته باشند نیست و متاسفانه برعکس کسانی که تن به ارتباطات نامشروع می دهند در این عرصه بالا می روند.

وی با بیان اینکه این روزها با یک بیماری دست و پنجه نرم می کند درباره شرایط بیمه خود گفت: من حتی در حال حاضر یک دفترچه بیمه هم ندارم و اکنون با این شرایط گاهی از طریق طراحی داخلی ساختمان امرار معاش می کنم و از طرفی حتی نوشته های من هم به دلیل مرجان محتشم بودن چاپ نمی شود.

وصف متفاوت محتشم از سینمای ایران و خانه خدا نشان از حقیقتی است بسیار نگران کننده و آن اینکه سینمای ما تا چه از اصول و ارزشهای اسلامی و الهی فاصله گرفته است که یک بازیگر زن در حریم الهی با تب 40 درجه احساس آرامش می کند اما در سینمای مدعی اخلاق ، دلگیر و احساس ناامنی او را به وحشت می اندازد.


¤نویسنده: مهدی بهمنی

? نوشته های دیگران()

! من مقصرم شما چطور؟

دوشنبه 90/12/22 :: ساعت 8:25 صبح

من مقصرم ؛ تو چطور؟ 

مطلب کمی طولانی هست اما شاید کمک به فهم و شعورمون بکنه

- این مملکت تا هزار سال دیگه درست بشو نیست!
- ای آقا! ما کجا غرب کجا! اونا دویست سال از ما جلو هستن!
- مملکت رو بر باد دادن، نابود کردن!
- اگه (...) بود الان وضعمون که این نبود (...) کاری کرد که این کشور دیگه کمر راست نکنه!
- کار دشمنه، نمی خواد ما پیشرفت کنیم، یعنی چشم ندارند پیشرفت ما رو ببینن!
- تا فرهنگمون درست نشه این کشور درست نمی شه!
- زمان کوروش و داریوش همه چیز سرجاش بود. اگه برگردیم به اون دوران...
- حالا بذار یارانه ها رو قطع کنن اونوقت ببین چی به روزگارمون میاد!

عصرایران ؛ احسان محمدی : با این جملات بیگانه نیستید، فرقی نمی کند که توی تاکسی باشید، مهمانی یا حتی یک جلسه اداری در سطح کارشناسی و احیاناً بالاتر، این حرف ها رد و بدل می شود؛ مربوط به امروز و دیروز و این دولت و آن دولت نیست. جملات کلیشه ای و تهوع آوری که بهترین بهانه برای توجیه کار نکردن و قانون گریز و قانون ستیز بودن است... گله کردن و شاکی بودن از روزگار و پیشرفت دیگران را با حیرت و حسرت نگاه کردن و افسوس خوردن و به معجزه امیدوار بودن یکی از بخش های لاینفک زندگی ایرانی است. به رفتار خود و اطرافیان تان به دقت خیره شوید:

- فلان کارمند به جای آنکه کارش را انجام بدهد ساعت ها در مورد اینکه مردم ژاپن پشتکار دارند و آلمانی ها دقیق هستند و وجدان کاری دارند حرف می زند و مثال و آیه می آورد! اما کار خودش را انجام نمی دهد و ارباب رجوع بیچاره را به فردا حواله می دهد.

- راننده تاکسی در حالیکه کمربند ایمنی را نبسته و احتمالا! سیگاری هم لای انگشتانش است و برای رفاه حال مسافرین خیلی گرامی! آن را از شیشه بیرون گرفته است، وقتی کسی از او سبقت می گیرد شروع می کند که ای بابا! توی این ممکلت فرهنگ نمانده، از رانندگی مان معلوم است، ببین چطور سبقت می گیرند، چطور رانندگی می کنند! بعد چند متر جلوتر خودش بدون آنکه راهنما بزند توی خیابان فرعی می پیچد، اگر کسی اعتراض کند هم با استفاده از ادبیات غنی پارسی به او می گوید کوری؟مگه نمی بینی دارم می پیچم! هر جا هوس کند توقف می کند، کرایه را دولا پهنا حساب می کند و اگر در را کمی محکم ببندی حتماً از واژگان بالای هیجده سال در حقت استفاده می کند، خواه اینکه بلند بگوید و خواه وقتی کمی دور شدی یا حتی توی دلش! اما قطعاً می گوید!

- حتی قبل از اینکه دولت با کوروش صمیمی شود هم شور و شوق ملی گرایی و دوست داشتن بوم و بر و مام میهن یک علاقه عمیق در میان ایرانیان بوده است، جوانی خوش قد و بالا در حالیکه گردنبدی از فروهر را به گردن انداخته و قطعاً حس عمیق ایران دوستی دارد باقی مانده بستنی اش را پرت می کند گوشه خیابان و اصلاً عین خیالش نیست که این گوشه خیابان نیز بخشی از ایرانی است که او سربلندی و آبادی و آزادی اش را دوست دارد! بخشی از همان خاک آریایی که او ساعت ها در مورد اینکه چطور هخامنشی ها آن را حفظ کرده اند یا گسترده اند کتاب خوانده است!

- فلان مدیر پشت تریبون ساعت ها در مورد تاریخ و فرهنگ پر شکوه و پر عظمت ایران سخنرانی می کند و بعد که از جلسه بیرون می آید و گوشی اش زنگ می خورد و خبر از پروژه می دهند و اینکه ممکن است بخشی از یک جنگل را تخریب کند، با اعتماد به نفس دستور می دهد: عیبی ندارد! این همه نابود کردند چیزی نشد حالا واسه دو تا دار و درخت پروژه بخوابه؟!

- خانم خانه با آنکه به اندازه کافی پول در اختیار داشته ولی هیچوقت مدیریت مالی درستی ندارد اما به خودش اجازه می دهد تمام سیاست های اقتصادی بانک جهانی، صندوق پول، وال استریت، بازار بورس دبی و ... را زیر سوال ببرد و ناقص و ناکارآمد لقب بدهد و چه بسا ته دلش هم بگوید که اگر من مدیر آنجا بودم می دانستم چطور عمل کنم!

- آقای حجره دار در حالیکه مست و سرخوش از آبگوشت و دوغ سر شب پایش را دراز کرده است و از معامله امروزش کیفور است و احتکار رندانه برخی از کالاهای مورد نیاز مردم را نشانه هوشمندی و بازار شناسی خود می داند، وقتی تلویزیون خبر می دهد که در دارفور جنوبی دو قبیله به جان هم افتاده اند، می گوید: کار همین صهیونیست هاست، همین یهودی های مال پرست که کارشان زجر دادن مردم است و سر سوزنی انصاف ندارند!


هر کدام از شما می تواند با مثال های نغز و خاطرات شیرین تر بر بلندای این سیاهه بیفزاید. بعید می دانم در تاریخ هیچ کشوری اندازه ایران ناله و نفرین وجود داشته باشد، هر روز از مهد کودک گرفته تا مسجد و مدرسه شعار "مرگ بر" به آسمان بلند است، دعایمان سرنگونی این و آن است اما برای آبادانی چه می کنیم؟ از کنفوسیوس نقل می کنند به جای نفرین کردن تاریکی بلند شو و شمعی روشن کن! کار بسیاری از ما نفرین کردن است، چون به انرژی چندانی نیاز ندارد، از خودگذشتگی و ایثار نمی طلبد و از همه مهمتر اینکه قرار نیست چیزی از جیب مان برود!

روح کار و شوقمندی برای تاثیر گذاری در سطح نازلی قرار دارد، بسیار از تصمیم های دولتی (فارغ از نوع دولت اش) با مقاومت جانانه هموطنان روبرو می شود، مدیران برای افزودن بر منافع خود می جنگند و مردم برای از دست ندادن داشته هایشان به ترفند های دفاعی مختلف تجهیز می شوند و مثل نرم افزارهای مختلف هر روز هم این اطلاعات منفی خود را به روز می کنند!

در مطلبی خواندنی که دست به دست می چرخید آمده بود: یادمان باشد که تفاوت کشورهای ثروتمند و فقیر، تفاوت قدمت آنها نیست. زیرا برای مثال کشور مصر بیش از 3000 سال تاریخ مکتوب دارد و فقیر است! اما کشورهای جدیدی مانند کانادا، نیوزیلند، استرالیا که 150 سال پیش وضعیت قابل توجهی نداشتند اکنون کشورهایی توسعه‌یافته و ثروتمند هستند.

یادمان باشد که تفاوت کشورهای فقیر و ثروتمند در میزان منابع طبیعی قابل استحصال آنها هم نیست. ژاپن کشوری است که سرزمین بسیار محدودی دارد که 80 درصد آن کوه‌هایی است که مناسب کشاورزی و دامداری نیست اما دومین اقتصاد قدرتمند جهان پس از آمریکا را دارد. این کشور مانند یک کارخانه پهناور و شناوری می‌باشد که مواد خام را از همه جهان وارد کرده و به صورت محصولات پیشرفته صادر می‌کند.

مثال بعدی سوییس است. کشوری که اصلاً کاکائو در آن به عمل نمی‌آید اما بهترین شکلات‌های جهان را تولید و صادر می‌کند! در سرزمین کوچک و سرد سوییس که تنها در چهار ماه سال می‌توان کشاورزی و دامداری انجام داد، بهترین لبنیات (پنیر) دنیا تولید می‌شود.

افراد عالیرتبه‌ای که از کشورهای ثروتمند با همپایان خود در کشورهای فقیر برخورد دارند برای ما مشخص می‌کنند که سطح هوش و فهم نیز تفاوت قابل توجهی در این میان ندارد. نژاد و رنگ پوست نیز مهم نیستند زیرا مهاجرانی که در کشور خود برچسب تنبلی می‌گیرند در کشورهای اروپایی به نیروهای مولد تبدیل می‌شوند.

پس تفاوت در چیست؟
تفاوت در رفتارهای است که در طول سال‌ها فرهنگ و دانش نام گرفته است. وقتی که رفتارهای مردم کشورهای پیشرفته و ثروتمند را تحلیل می‌کنیم متوجه می‌شویم که اکثریت غالب آنها از اصول زیر در زندگی خود پیروی می‌کنند:

1. اعتقاد به اخلاق
2. ایجاد وحدت برای رسیدن به اهداف ملی
3. مسئولیت و نظم پذیری
4. احترام به قانون وحقوق سایر شهروندان
5. عشق به کار برای تولید بیشتر
6. میل به ارائه کارهای بهتر و برتر
7. تحمل سختی ها به منظور سرمایه گذاری برای آینده و رسیدن به اهداف بلند مدت


تا زمانی که هر ایرانی فارغ از اینکه مدیر باشد یا راننده تاکسی، نانوا باشد یا دانشجو، کارمند باشد یا کارگر، روزنامه نگار باشد یا سرباز، به وظیفه و تعهد شغلی خود وفادار نباشد، حساسیت و پیگیری نداشته باشد، تلاش برای بهتر کردن و به سامان رساندن کارش نداشته باشد این کشور و این شرایط به همین شکل باقی خواهد ماند، تا زمانی که هر ایرانی مانند یک رئیس جمهور؛ دلسوز منافع ملی کشورش نباشد، از کنار چکه کردن یک شیر آب در گوشه خیابان یا روشن ماندن لامپ اتاق محل کارش بی تفاوت بگذرد در بر همین پاشنه خواهد چرخید.

قطعاً اینکه قدرت در دست چه کسی باشد و با چه ایده ای بر مسند بنشیند بر زندگی مردم تاثیر دارد اما خود ما در این میانه هیچ نقش و وظیفه ای نداریم؟ به کام دوستان اصلاح طلب تلخ می آید اما بعد از دو رای بالای 20 میلیون به سید محمد خاتمی برخی گمان بردند که وظیفه خود را به بهترین نحو انجام دادند و به جای آنکه بکوشند، متوقعانه به گوشه ای نشستند و انتظار معجزه داشتند که نشد و هیچوقت نمی شود.

شب هنگام وقتی مسواک می زنید و رو به آینه دندان های تان را نگاه می کنید برای لحظه ای به چشمهایتان هم خیره شوید و از خودتان بپرسید: من به عنوان یک ایرانی که کشورم را دوست دارم امروز شهروند خوبی بودم؟ به عنوان یک کارمند حضور یا عدم حضور من در اداره امروز تاثیری داشت یا اگر نمی رفتم کارها بهتر انجام می شد؟


¤نویسنده: مهدی بهمنی

? نوشته های دیگران()

! به بهانه جایزه ای که تمشک آن بیشتر از اسکارش به دل آدم میچسبد.

سه شنبه 90/12/9 :: ساعت 9:48 صبح

به همه آنهایی که دلشان را به این جایزه ها خوش کرده اند، تبریک می گویم. دم شما هم گرم آقای فرهادی!
چراکه قطعا ما مردمی هستیم صلح دوست و با فرهنگ که در قرن های اخیر، آغاز کننده هیچ جنگی نبوده ایم اما به کارشناسان امریکایی که به کشورمان می آمدند «حق توحش» پرداخت می کردند تا مبادا این مردم غنی از فرهنگ پای یک امریکایی را گاز بگیرند.
این اسکار هم بخاطر وحشی، دروغگو و دزد نشان دادن ایرانیان غنی از فرهنگ تقدیم شد به اصغر فرهادی تا اثبات کنند که برای بودن در ایران، باید «حق توحش» می گرفتند.
*******************************************************************************************************************************

به سلامتی همه اونهایی که با خون و استخون و پلاکشون از صلح دوستی و تمدن و فرهنگ غنی مردم ایران دفاع کردند نه اونهایی که با بوسیدن زن های نیمه برهنه و هرزه، یاد صلح دوستی و تمدن و فرهنگ غنی مردم ایران افتادن! .....صلوات....


¤نویسنده: مهدی بهمنی

? نوشته های دیگران()

! پاسخی کوتاه به نامه اخیر سروش

یکشنبه 90/10/18 :: ساعت 7:45 صبح

در پی فراخوان محمد نوری‌زاد برای ارسال نامه‌های انتقادی به رهبر معظم انقلاب اسلامی، از عبدالکریم سروش هم نامه‌ای در فضای مجازی منتشر شد.

به گزارش برهان، متن زیر که از سوی دکتر محمد قربانی؛ عضو هیأت علمی دانشگاه ارومیه خطاب به عبدالکریم سروش نگاشته شده، پاسخی است مختصر و تنها از باب به تأمل واداشتن عبدالکریم سروش ...

 جناب آقای دکتر سروش، اخیراً نامه‌ای از جنابعالی در فضای مجازی منتشر شد که خاطر مرا پریشان کرد، که نه برای خود، بلکه بیشتر برای شما

حسن خلقی ز خدا می‌طلبم خوی ترا / تا دگر خاطر ما از تو پریشان نشود

خطاب به رهبر انقلاب اسلامی مرقوم نموده‌اید که «به عین الیقین، پایان دولت سحر مدت شما را نزدیک می‌بینم.» خاطرتان هست که این ذکر دایم و ورد وارد همه سرکردگان ینگه دنیاست، چه زمان حیات مبارک «حضرت روح الله » و چه الان در دوران نائبش «سید علی.» و چه عجب که آرزوی شما با رؤیای آنان در هم آمیخته است. نکند سر نهانی این وسط باشد که حتما هست و...


واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‌کنند / چون به خلوت می روند آن کار دیگر می‌کنند


فرموده‌اید «جاروب انصاف، خانه قدرت را از خاشاک ستم بپیرایید.» جناب آقای سروش، در این مدت که در فرنگ به سر می‌برید حتماً خبری از اوضاع و احوال عالم دارید. از عراق، افغانستان، لبنان، فلسطین، یمن، بحرین، مصر، لیبی و ... و یا حتی در مقابل منزلتان دیده‌اید که عده‌ای علیه همان نظام سرمایه‌داری می‌شورند و شعار می‌دهند و به اصطلاح جنبش اشغال وال استریت راه انداخته‌اند‌. شده است جمله‌ای‌، بل کلمه‌ای از دهان مبارک شما خارج شود که این چه بساط ظلمی است که ظالمان در دنیا علم کرده‌اند‌؟
مشکلی دارم ز دانشمند مجلس باز پرس / توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می‌کنند


یا نکند شما به مدد طعام و شرابی که از صدقه سر همان ظالمان و گردنکشان نصیبتان شده است، زبان در کام فرو برده اید و بلکه تأیید هم می‌فرمایید. این همه «انسان» در غزه و لبنان، در عراق و افغانستان، در یمن و بحرین و ... مثله و تکه تکه شدند توسط همانانی که زیر بیرقشان سینه می‌زنید، صدایی و آهی از شما بر نیامد تا چه رسد فریاد. دست به قلم شده‌اید و رگ گردن کلفت کرده‌اید که ای داد، ای هوار که در ایران چنین و چنان!


گوییا باور نمی‌دارند روز داوری / کاین همه قلب و دغل در کار داور می‌کنند


«ایام که می‌گذشت ... که قصه وحی و نبوت پیش آمد ... به قدر مقدور شوخ‌های شبهه را از رخسار رسالت زدودم و حقیقت کلام خدا را که همان کلام محمد(ص) است، بازنمودم.»


بلی شما در زمستان 1386 در مصاحبه رادیو هلند، به رد وحیانی بودن قرآن پرداختید. گرچه پیشتر این مباحث را در کتاب «بسط تجربه نبوی» و نیز «قبض و بسط تئوریک شریعت» با اندکی تفاوت مطرح کرده بودید. حتماً می‌دانید قبل از شما نصر حامد ابوزید – روشنفکر غرب‌گرای مصری- در کتاب «مفهوم النص؛ دراسه فی علوم القران» که در سال 1990 توسط مرکز الثقافی العربی در بیروت چاپ شد، همین مطالب را عیناً مطرح کرد و یا دیگرانی از جمله محمد آرغون، مقیم فرانسه و ... و یا حتی برخی از این شبهات در طول تاریخ طرح شد و توسط اندیشمندان مسلمان پاسخ داده شدند.


بعد از طرح این مباحث از ناحیه شما، برخی از اهالی علم از جمله حضرت آیت الله العظمی جعفر سبحانی، حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی، استاد بهرام پور، استاد بهاالدین خرمشاهی، حتی آقای عبدالعلی بازرگان و دیگران دست به قلم برده و از در ارشاد و اصلاح با شما سخن گفتند و به نقد آنچه سخن رانده بودید، قلم دواندند، جواب شما چه بود؟


ظاهراً به مولانا علاقمندی و اشعار وی را سخت قول می نمایی، نمی دانم، شاید. برای جنابتان از وی می‌نویسم و اگر به مذاقتان برخورد، دلتان مکدر شد و غضبناک؛ حدیث حقیر نیست، شعر مولوی است:


تا قیامت می‌زند قرآن ندا / ای گروهی جهل را گشته فدا


من کلام حقم و قایم به ذات / قوت جان جان و یاقوت زکات


سیاهه نموده‌اید که «ولایت فقیه نه شرعا اعتبار دارد، نه عقلا و کثیری از فقها و عقلا با آن مخالفند.» متاسفم از اینکه فرمایشات! شما آنقدر آمیخته به بغض و کینه است که کوچکترین توجهی به اصول اولیه علمی مساله ندارید و بی محابا به پیش می‌تازید.


خَتَمَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عظِیمٌ(سوره بقره/آیه 7)


آقای سروش حداقل کتاب «دراسات فی ولایه الفقیه» آقای حسینعلی منتظری را مطالعه می‌فرمودید یا کتب آقای دکتر محسن کدیور را در این رابطه می‌دیدید. اینان که جزو یاران و رفیقان شما هستند. مساله ولایت فقیه، آنقدر مساله بدیهی و روشنی است که حضرت امام خمینی(س) فرموده‌اند که تصورش، موجب تصدیق آن می‌شود.


بر خلاف نظر شما تمام فقهای معاصر از جمله حضرات آیات عظام سیستانی، وحید خراسانی، مکارم شیرازی، صافی گلپایگانی، نوری همدانی و حتی متوفیان اخیر حضرات آیات عظام بهجت، شیخ جواد تبریزی، گلپایگانی، مرعشی نجفی و .. . معتقد بدان بوده‌اند. قدری تأمل بکنید و دل را از کینه و حقد دور بدارید و عقل را آزاد سازید، به طرفه العینی می‌فهمید که امکان عمل به اسلام بدون تأسیس حکومت اسلامی و تحقق ولایت فقیه، امری محال و غیر ممکن است.

دلا مباش چنین هرزه گرد و هر جایی / که هیچ کار ز پیشت بدین هنر نرود


آقای سروش، متاسفانه با این افاضات،بدیهی ترین مسائل را هم انکار می‌کنید. چشم خود را با انگشت کین کور کرده‌اید تا آفتاب را نبینید.


نوشته‌اید «با خود می‌اندیشم که تفاوت من با شما در کجاست. هر دو ایرانی و مسلمانیم و در دعوی متابعت از پیامبر عزیز اسلام هم داستانیم و ... .» فراست چندانی نمی‌خواهد که اختلاف عمیق شما را با رهبر فرزانه انقلاب اسلامی، دریافت. شما حلقومتان را به کسانی اجاره داده‌اید که صدایشان بر هموطنانتان کلفت می‌کنند. شما برای کسانی قلم می‌زنید که هنوز از انگشتانشان خون جوانان، مردان، زنان و کودکان ایران، لبنان، عراق، فلسطین، افغانستان، بوسنی و ... می‌چکد.


بلی شما فرق دارید، خیلی هم فرق دارید! سر بر آستان شیطان و پست از شیطان، هنری نیست که به آن افتخار می‌کنید و گردن فراز. سجده بر آمریکا و اذنابش عین بی هنری است.


بکوش خواجه و از عشق بی نصیب مباش / که بنده را کس نخرد به عیب بی‌هنری


آورده‌اید که «می‌گویید سپاه پاسداران هست، بلی هیچ شهی چون تو این سپاه ندارد... .» با شما موافقم که هیچ کشور و ملتی به مانند ما «سپاهی» ندارد که ایمان و اطمینان در دل ملتش کاشته و رعب و وحشت در وجود سلطه گران انداخته باشد. اگر شما و امثال شما دهان به تأیید سپاه، بسیج، ارتش و ... بگشایید، معلوم می‌شود که اینان در انجام وظایف قصوری کرده‌اند و صد البته اگر مذمت و فحاشی، نثارشان کرده باشید، حقانیت و صحت عمل به تکالیفشان بر ملت ما مکشوف می‌شود. حتماً می‌دانید که این سنجه و میزان را مرادمان «روح خدا؛ خمینی» به ما آموخته است.


من نیز برای جنابتان می‌نویسم «سعدی گفت دو چیز حاصل عمر است: نام نیک و ثواب. شما هم برای نام نیک این جهان و پاداش کلان آن جهان، در این "وجیزه حقیر" به عین عنایت بنگرید. ابراهیم نبی از خدا نام نیک می‌خواست: "وَ اجْعَلْ لِی لِسانَ صِدْقٍ فِی الْآخِرِینَ" شما هم که از نام نیک نمی‌گریزید. برگردید به آغوش ملت و در این روزهایی که دهه شصت زندگیتان هست، «سروش مردم » خود باشید. مردم ما «کریم»‌ اند. تا حال اگر «کریم سروش» بودید، بگذارید از این به بعد شما «سروش کریم» ببینیم. گرچه دیر شده است ولی اگر بخواهید شدنی است.


صد بار بدی کردی و دیدی ثمرش را / خوبی چه بدی داشت که یک بار نکردی


من و امثال من و در کار و قال شما عیوب بسیار می‌بینیم که اگر بنویسیم مثنوی هفتاد بل هفتصد من کاغذ می‌شود. پروای حقیقت و فضیلت مرا به این می‌خواند که داروی تلخ و زهرفام نقد و انذار را در کام شما بچشانم.


زان حدیث تلخ می‌گویم ترا / تا ز تلخی‌ها فرو شویم ترا


نوکری اجانب، قدر و منزلتی ندارد. حریر و دیبای قوم خود بپوشید که زربفت است و دلربا. آنان امثال شما را بسیار فریفته و دشمن ملتشان ساخته است، اگر اندکی کتب تاریخی را تورق فرمایید خواهید دید که در تاریخ ملل، «سروش ها» زیادند و چه خیانت ها و خباثت ها در حق مردمانشان کرده‌اند. کتاب «در خدمت و خیانت روشنفکران» جلال آل احمد می‌تواند برایتان مفید باشد.


بس کنم گر این سخن افزون شود / خود جگر چبود؟ که خارا چون شود(*)


¤نویسنده: مهدی بهمنی

? نوشته های دیگران()

! اعتیاد به رابطه جنسی در افراد مجرد

یکشنبه 88/7/26 :: ساعت 2:25 عصر

اعتـیـاد بـه فعالیت جنسی به عدم توانایی در کنترل و یا به تعویق انداختن تمایلات و فــعالیتهای جنسی اطلاق می گـردد. در واقـع فعالیت جنسی و اندیشدن به آن افکار معتاد را تحت سیـطره خـود قرار میدهـد و نـیـاز بـه انـگیـخـتـگـی جنـسی جـای نـــیاز بـه صمیمت را میــگیرد. علت آن معمولا بدرفتاری با معتادین در سنین کودکی اینگونه افراد میباشد.استرس یـک عامل برانگیزنده و تشدید کننده ایناختلال است. در واقــع فـــرد مـــعتاد از طریق فعالیت جنسی آلام عاطفی و عـقـده هـای روانــی خود را تسکین می دهد. باید توجه داشت که نباید اعتیاد بــه فعالیت جنسی را بـــا شــهــوت جنسی قوی اشتباه گرفت. فرد معـتاد به فعالیت جنسی ممکن است دارای شـهـوت جـنـسـی اندکی باشد. اعتیاد به فعالیت جنسی در هر دو جنس زن و مـــرد مشاهده می گردد. در واقع با ارضـاء جــنسی به فرد احساس سرخوشی در پی آزادسـازی آدرنـالـیـن و آنـدومـرفیـنـها دست داده و وی را موقتا تسکین می دهد. مـعــمولا فرد معتاد از رابـطـه جـنـســی خود لذت چندانی نمی برد زیـرا پــس از آن دچــار احساس گناه وشرمساری میگردد. علایم اعتیاد به فعالیت جنسی به قرار زیر است

دارا بودن شریک جنسی متعدد بدون تعهد.

رابطه جنسی بطور همزمان با چندین نفر و یا تعویض مرتب شریک جنسی.

خود ارضایی وسواسی و مفرط.

آزار جنسی و تجاوز جنسی دیگران. 

+ و یا استفاده از آن.

اقدام به برقراری روابط جنسی مخاطره آمیز .

استفاده مداوم از تصاویر، مجلات و فیلمهای سکسی.

بی اعتـنـایی و یـا قـربـانـی کـردن فـعــــالیتهای مهم اجتماعی، خانوادگی، شغلی و تفریحی بخاطر فعالیتهای جنسی.

تلاش بی وقفه و بی ثمر در محدود کردن افکار محرک جنسی.

کاهش معنویت و نقض مداوم سیستم ارزشی فرد.

شهوت جنسی مفرط. بیش از اندازه به مسایل جنسی اندیشدن.

ارضاء جنسی از طریق مشاهده دیگران، عریان گرایی و ارتـکاب بـه کــــودک آزاری و تجاوز جنسی.

تداوم به اعتیاد بدون توجه به عواقب منفی همچون مشکلات مالی، بــخطر افتادن سلامتی و از هم گسستگی روابط فرد.


مراحل اعتیاد به سکس:
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اشتغال فکری مداوم: تـفـکـرات، تـجـسـمات و خـیـالبــــافی های پیوسته در مورد موقعیتها، منظره ها و فعالیتهای جنسی

ارجحیت بخشیدن: یک فعالیت و یا موقعیت جنسی مرجح مـعـمـولا الـگـو و بـصورت رفتار کلیشه ای در می آید

وسواس: اقدام به فعالیت جنـسی مـرجـح بـدون تـــوجه به عواقب منفی و تمایل به متوقف ساختن آن

احساس ندامت: احساس گناه و شرم بر سر نـاتـوانـی در کنـترل رفتار خود

درمان اعتیاد جنسی شامل آموزش نحوه ارضاء تمایلات جنسی بطور سالم و طبیعـی، مشاوره فردی، بازسازی روابط از هم گسسته فرد و آمــوزش تکنیکهای غلبه بر استرس میباشد. اما گام نخست درمان پذیرش فرد به اعتیاد و تمایل فرد به ترک آن میباشد

اعتیاد به پرنوگرافی ( تصاویر و نوشته های جنسی )...

توصیه : اینگونه افراد در ابتدا باید اعتماد به نفس خود را بالا برده و تصمیم محکم بگیرند و با خود و خدای خود عهد ببندند که این اعتیاد را ترک کنند، سپس با مشاوره صحبت کنند یا اگر از این کار شرم دارند بیشتر خود را به سمت رازو نیاز با خدا بکشانند که مطمئنا بهترین راهه ، و پس از اطمینان از خود تصمیم بگیرند که ازدواج کنند که به هنگام تحریک به شریک زندگی خود پناه ببرند

*********************************************************

همجنس‌بازی 4 بار مرگبارتر از سیگار

در دانمارک که پرسابقه‌ترین کشور در مورد ازدواج همجنس‌گرایان است، از سال 1990 تا 2002 مردان دارای ازدواج عادی به طور میانگین در سن 74 سالگی فوت کرده‌اند، در حالی که 561 مرد همجنس‌گرا که با هم ازدواج کرده‌ بودند، به طور میانگین در 51 سالگی جان خود را از دست داده‌اند.

تحقیقات نشان داده است که سال‌های استعمال دخانیات، عمر معتادان به سیگار را از یک تا هفت سال کاهش می‌دهد، اما کنکاش‌ها در مورد سن مرگ در نروژ و دانمارک برای همجنس‌گرایان که به طور قانونی ازدواج کرده‌اند، نشان می‌دهد رفتار همجنس‌گرایانه، طول عمر را تا 24 سال کاهش می‌دهد. این نتایج در 23 مارس در اجلاس سالانه انجمن روانشناسی شرقی توسط دکتر «پل وکرک کمرون» ارایه شد.

دکتر پل کمرون، عضو انستیتو تحقیقات خانواده یک مؤسسه‌ فکری در کولورادو گفت: «چه توجیهی برای محکوم کردن استفاده از دخانیات و ترویج همجنس‌گرایی وجود دارد؟ امروزه در جهان غرب به بچه‌های مدرسه‌ای مقبولیت همجنس‌گرایی و نادرستی استعمال دخانیات آموزش داده می‌شود».

بنا بر تحقیقات کمرون، زوج‌های مرد و زن همجنس‌گرا به طور میانگین، 24 سال کمتر از زوج‌های مرد و زن دیگر زندگی می‌کنند که به طور عادی ازدواج کرده‌اند. در دانمارک که پرسابقه‌ترین کشور در مورد ازدواج همجنس‌گرایان است، از سال 1990 تا 2002 مردان دارای ازدواج عادی به طور میانگین در سن 74 سالگی فوت کرده‌اند، در حالی که 561 مرد همجنس‌گرا که با هم ازدواج کرده‌ بودند، به طور میانگین در 51 سالگی جان خود را از دست داده‌اند. در این کشور، زنان مزدوج به طور میانگین در 78 سالگی مرده‌اند؛ این تعداد در برابر 91 زن همجنس‌گرایی قرار می‌گیرند که در 56 سالگی فوت درگذشته‌اند. در نروژ مردان دارای ازدواج عادی، در 77 سالگی و 33 مرد همجنس‌گرا در 52 سالگی مرده‌اند. حال آن‌که این آمار برای زنان مزدوج، 81 سال و برای شش زن همجنس‌گرا 56 سال بوده است

 


¤نویسنده: مهدی بهمنی

? نوشته های دیگران()

! راه یافتن مجری خبر ورزشی سیما به مجلس

یکشنبه 87/2/8 :: ساعت 4:12 عصر

علیرضا دهقان گوینده خبر ورزشی سیما

علیرضا دهقان  در دور دوم هشتمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی از حوزه ایذه و باغ ملک با کسب اکثریت آرا راهی مجلس شد


¤نویسنده: مهدی بهمنی

? نوشته های دیگران()

! نگاهی به دستاورد سالها مجاهدت دانشمندان جوان کشور

سه شنبه 87/1/20 :: ساعت 4:48 عصر

ایران هسته‌ای تمام معادلات شرق و غرب را به هم ریخت

با گذشت یکسال از روز ملی فناوری هسته‌ای و تولد خودباوری و عزم ملی برای صعود به قلل جهانی علم و فناوری، انتظار می رود که تحقیقات هسته ای با وجود همه کار شکنی ها تا رسیدن به مرحله نهایی بدون تاثیر پذیری از کوچکترین فشاری ادامه پیدا کند تا اهدافی چون خودکفایی در تولید برق هسته ای و پیشرفت در عرصه فن آوری های صنعتی و پزشکی در آینده ای بسیار نزدیک محقق شود.

 ره آورد سال ها تلاش و مجاهدت جوانان ایران که مستقل از اتکاء به بیگانگان، استقلال هسته ای کشور را رقم زدند، خودکفایی در تولید و کاربرد صلح آمیز انرژی هسته ای است که امروز با ایستادگی دولت نهم همچون خاری در چشم دشمنان خودنمایی می کند.

حرکت ارزشمند و افتخار آمیز جوانان ایران در دستیابی به دانش بومی هسته ای به قول رهبری فرزانه انقلاب اقدامی تاریخ ساز و تمدن ساز محسوب می شود که باید با قوت و قدرت بیشتر دنبال شود.

امروزه ایران با اتکاء به تحقیقات جوانان دانشمند خود و بدون وابستگی به بیگانه توانسته است به بالاترین سطوح علمی در بخش انرژی هسته ای دست یافته و در زمره قدرت های هسته ای محسوب شود. بنا بر این گزارش با وجود تبلیغات غیر واقعی دشمنان و تلاش فراگیر آن ها برای محروم کردن دانشمندان ایران از دسترسی به دانش فن آوری هسته ای این مهم در پرتو مجاهدت های بی نظیر علمی جوانان کشور و به شکل دانشی بومی، محقق شد.

آژانس بین المللی انرژی هسته ای به کرات درخواست گفتگوی اختصاصی با دانشمندان هسته ای کشور در خارج از خاک ایران را مطرح کرده بود که این در خواست حاکی از ایمان و اعتقاد آن ها به توانمندی دانشمندان ایران در عرصه انرژی هسته ای است.

آن گونه که همگان باور دارند دسترسی به فن آوری هسته ای منحصر به برخی کاربردهای مورد ادعای غرب نبوده و از اهمیت و جایگاه چندگانه برخوردار است. دست رد ایران بر سینه دولتهای زورگوی غرب و ادامه تلاش برای تکمیل نمودن گام های برداشته شده در عرصه هسته ای تاثیر قاطعی در خود باوری و رسیدن به هویت علمی مستقل از دخالت بیگانگان داشت.

بنا بر گزارش برنا، غربی ها به رغم صدور سه قطعنامه در شورای امنیت بر ضد فعالیت های هسته ای ایران کماکان از پذیرش برخی واقعیت ها که در نظر آن ها بسیار تلخ است، سر باز می زنند. قبول هسته ای شدن ایران برای آن ها که گمان می کردند دانش حساس و پیچیده هسته ای منحصرا در اختیار آن هاست، بسیار دشوار است زیرا ایران به همت دانشمندان جوان خود و به واقع با دست های خالی به موفقیت در عرصه هسته ای دست یافته است.

آن هنگام که رییس جمهور محبوبمان گفت ایران در آینده نزدیک حتی قادر است سوخت هسته ای به دیگر کشورها صادر کند، آب پاکی بر روی دستان زورگویان ریخته شد و دنیای زر و زور و فریب معدود دولتهای زورگو که می خواستند انحصار کاربرد فن آوری هسته ای را در اختیار خود داشته باشند، به ناگاه بر سرشان خراب شد.

طبیعی است که ناکامی در مقابله با ایران و شکست در برابر همت والای جوانان ایران چاره ای جز برخورد بغض آمیز با جمهوری اسلامی را بیش پای آن ها قرار نمی دهد. با وجودی که بسیاری از دولت های جهان به جز معدود حکومتهای استعماری اذعان داشته اند که می باید با ایران هسته ای کنار آمد با این وصف به نظر می رسد که جمهوری اسلامی راه طولانی و سختی برای رسیدن به فتح قلل هسته ای در پیش رو دارد که پیمودن این راه ضرورت همبستگی بیشتر ملت و پایداری در برابر زیاده خواهی های غرب را اجتناب ناپذیر می کند.

بنا بر این گزارش در روز ملی فن آوری هسته ای که به عبارتی سالروز مقاومت و پیروزی ملت ایران محسوب می شود، ایران اسلامی همچنان در انتظار شنیدن اخبار خوش هسته ای لحظه ای شماری می کند. اخبار پیشرفت ایران در عرصه فن آوری هسته ای زنجیره ای است که به مرور و با هر گام رو به جلو تکمیل تر می شود.

در حال حاضر انتظار می رود که تحقیقات هسته ای با وجود همه کار شکنی ها تا رسیدن به مرحله نهایی بدون تاثیر پذیری از کوچکترین فشاری ادامه پیدا کند تا اهدافی چون خودکفایی در تولید برق هسته ای و پیشرفت در عرصه فن آوری های صنعتی و پزشکی در آینده ای بسیار نزدیک محقق شود.


¤نویسنده: مهدی بهمنی

? نوشته های دیگران()

! وقتی جهان پهلوان 'ژیلت' را تبلیغ نکرد

سه شنبه 87/1/20 :: ساعت 4:41 عصر

از تختی تا رضا زاده
وقتی جهان پهلوان "ژیلت" را تبلیغ نکرد

"بنده به شما املاک رابینسون را توصیه می کنم" تعداد آن هایی که این جمله را از زبان پهلوان رضا زاده در چند شبکه ماهواره ای شنیده اند و روی سرشان دو عدد شاخ سبز نشده، کم است!آن ها انتظار نداشتند پهلوانشان که چند سال قبل به پیشنهاد اغوا کننده ترک ها یک "نه" محکم پاسخ داده بود، به این سادگی و تنها در ازای دریافت 200 میلیون تومان برای اماراتی ها تبلیغ کند.

جهان پهلوان به رغم مشکلات عدیده مالی و نیازمندی شدید به پول، "نه" را بهترین پاسخ به پیشنهاد شرکت معتبر تولید لوازم بهداشتی ، آرایشی "ژیلت" می دانست.
غلامرضا تختی "ژیلت" را تبلیغ نکرد تا نشان و اعتبار خود را حفظ کند؛ گرچه در همان مقطع رقبای جهانی اش و حتی برخی رقبای ایرانی اش با کمترین مبالغ جلوی دوربین ها قرار گرفتند و اعتبارشان را خرج شرکت ها و کمپانی های اروپایی و آمریکایی نمودند.
... و اما تختی ماند و آن ها رفتند. تختی مرد و زنده ماند و آن ها زنده ماندند و مردند!
داستان پهلوان حسین رضا زاده اما به گونه ای دیگر رقم خورد. او نیز به زعم خیلی ها می توانست و می تواند جهان پهلوان باشد؛ ولی وقتی ناگهان سر و کله مشاورین املاک رابینسون پیدا شد و پهلوان ما را هوایی کرد ،خیلی ها به او خرده گرفتند. آنان نه از حضور پهلوانشان در تبلیغات، بلکه از آن نحوه تبلیغ کردن که دور از شأن وی بود و البته از آن مهمتر تبلیغ برای منطقه ای که مشکلات سیاسی عمیقی با کشورمان دارد ناراضی اند؛ آن هم تنها در ازای دریافت 200 میلیون تومان که رضا زاده نیازمند آن نیست و طی سال های اخیر از سر توانایی خود بسیار بیش از آن را در همین خاک به دست آورده است.
تبلیغات رضا زاده همچنان از سوی چند شبکه ماهواره ای روی آنتن می رود . سازمان تربیت بدنی با هدف ممانعت از ادامه این روند بیانه ای صادر کرده،اما پهلوان اصرار دارد که ادامه دهد. نمی دانیم چرا! اما شاید این نیز رسم پهلوانی باشد و ما از آن بی اطلاعیم!


¤نویسنده: مهدی بهمنی

? نوشته های دیگران()

! قاتل فراری اصفهان (کاظم شفیعی) و مادرش در قم

جمعه 86/11/19 :: ساعت 3:46 عصر

قاتل فراری اصفهان (کاظم شفیعی) همراه مادرش به قم آمد.

کاظم شفیعی جانی خطرناکی که در آخرین جنایات خود یک توریست فرانسوی و یک مامور نیروی انتظامی اصفهان را کشته و در شهر های اراک و شیراز هم افرادی را کشته و تهدید کرده 300 مامور دیگر را هم خواهد کشت هم اکنون در قم می باشد.

بعد از ظهر روز چهارشنبه وقتی نیروی انتظامی از شواهد بدست آمده از یکی از بانک های قم مطمئن شد که قاتل فراری اصفهان به قم آمده برنامه های امنیتی را در سطح شهر اجرا کرد. به علت سابقه فراری در سرقت طلا از طلافروشی و شهرت وی به سارقان مرودشتی پاساژ طلافروشان قم با حضور تعداد زیادی مامورین نیروی انتظامی بلافاصله تحت حفاظت قرار گرفت و تمامی مغازه های آن تعطیل شد. اواخر شب نیروی انتظامی قاتل فراری را همراه مادرش در یک وانت مشاهده کرده و وی را تعقیب کردند که متاسفانه در خیابان 20 متری امام حسین واقع در محله زنبیل آباد متواری شدند. از صبح روز پنجشنبه مامورین نیروی انتظامی بی سیم بدست در تمامی خیابان ها و میادین شهر مستقر شدند. از ظهر روز پنجشنبه هلی کوپتر ها نیروزی انتظامی در ارتفاع پایین به پرواز در آمدند. تاکنون خبر جدیدی از این مادر و سه فرزندش در دست نیست و متاسفانه به مردم این شهر اطلاع رسانی نشده. با توجه به نزدیکی 22 بهمن و شلوغی نسبی شهر قم و خبری که می گفتند رییس جمهور آقای محمود احمدی نژاد به قم می آید و کینه ای که کاظم از دولت به علت اعدام برادرش پیدا کرده اوضاع امنیتی ویژه در قم برقرار است.

لینک های مربوط به خبر  در اصفهان :

http://www.jahannews.com/pages/view.php?id=19349

http://www.sajjad.ir/modules.php?name=Forums&file=viewtopic&printertopic=1&t=2411&start=0&postdays=0&postorder=asc&vote=viewresult&popup=1


¤نویسنده: مهدی بهمنی

? نوشته های دیگران()

! اینم راز زندگی زناشویی!!!!!!!!!!

دوشنبه 86/11/15 :: ساعت 10:18 عصر

 

 

 

 

قبل از ازدواج

. بمونم مرد: آره، دیگه نمی‌‌تونم بیش از این منتظر

زن: می‌‌خواهى من از پیشت برم؟

.
مرد: نه! فکرش را هم نکن

زن: منو دوست داری؟

!
مرد: البته

 
خیانت کردی؟ زن: آیا تا حالا به من

مرد: نه! چرا چنین سوالى می‌‌کنی؟

 
می‌‌بری؟ زن: منو مسافرت

!
مرد: مرتب

زن: آیا منو می‌‌زنی؟

!
مرد: به هیچ وجه! من از این آدما نیستم

زن: می‌‌تونم بهت اعتماد کنم؟


.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

 


: بعد از ازدواج

 !!! متن را این دفعه از پائین به بالا بخوانید

 

 


¤نویسنده: مهدی بهمنی

? نوشته های دیگران()

   1   2      >

! لیست کل یادداشت های این وبلاگ